X
تبلیغات
وبلاگ کلاس انسان شناسی

وبلاگ کلاس انسان شناسی

شرح مقالات و دروس ارائه شده کلاس انسان شناسی دکتر فاضلی در دانشکده علوم اجتماعی علامه

انسان شناسی شهر

سلام

از مهلت قانونی گذشته و هر گروهی که تحویل نداده باید خودش رو وبلاگ بذاره.

ولی جدای از وبلاگ به من باید زودتر میل کنید تا ۲۴/۳ وقت دارین چون میخوام  سی دی کل کارا رو به استاد تحویل بدم.

+ نوشته شده در  شنبه 1390/03/21ساعت 20:34  توسط فاطمه مدرسی  | 

مکتوب مشروح کنفرانس ها!!

 

دوستان لطفا هرچه سریع تر مکتوب مشروح کنفرانس خود را برای خانم مدرسی ایمیل نمایند.

مطالب باید هر چه سریع تر برای استاد فرستاده شوند.

+ نوشته شده در  شنبه 1390/03/21ساعت 15:19  توسط حافظی  | 

+ نوشته شده در  جمعه 1390/03/20ساعت 14:10  توسط فاطمه مدرسی  | 

+ نوشته شده در  جمعه 1390/03/20ساعت 5:14  توسط فاطمه مدرسی  | 

آدرس وبلاگ کلاس دیگر انسان شناسی استاد فاضلی

سلاممممممممممممممممممممممممممممم

یه وقت به روی مبارک نیارین که باید به من مطلب بفرستیناااااااا

 اشکال نداره فردا ظهر آخرین مهلتتونه و بعدش دیگه هیچ مطلب جدیدی قابل قبول نیستا

اونوقت شما میمونید که باید به تنهایی جواب استاد رو بدینااااا.....!

آدرس وبلاگ اون یکی کلاس رو هم میذارم که باید به اون جا هم یه سری بزنید

ensanshenasy.blogfa.com                

موفق باشید علما!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/03/18ساعت 22:51  توسط فاطمه مدرسی  | 

انسان و فعالیت فیزیکی او در بستر تاریخ

 

در طول زمان از دوره پیش از تاریخ تا کنون زندگی انسان دستخوش تغییرات بسیاری شده است که می توان این تغییرات را به چند دسته اصلی تقسیم کرد:
-    تغییرات فیزیولوژیک که در نهایت باعث تکامل مغزی(encephalisation) شده است.

-    کشف آتش که باعث قابل هضم‌تر شدن مواد غذایی در بدن انسان شده است.
 -    توانایی راه رفتن و دویدن و توسعه بینایی و در دست گرفتن اجسام که همگی نتیجه تکامل مغزی انسان هستند.

 

poussin.jpg

anthropology.ir


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/03/15ساعت 19:30  توسط حافظی  | 

آخرین اخبار

سلامممممممممممممم به همه دانشجویان عزیز و درسخون

خبررررررررررررررررررر دارمممممممممممممممممم به شدت مهم!!!!!

۱.وبلاگ ما موقع جستجو در زمینه ی انسان شناسی در صفحه ی اول گوگل قرار گرفت(رتبه بالایی بدست آورده و پر بازدید بوده)

۲.سایت دکتر فاضلی رو فیلتر کردن!!!!!!!!!!!!هر کسی تونست علت یابی کنه به ما هم خبر بده!آخه چراااااااااااااااااااااااااا؟

+ نوشته شده در  شنبه 1390/03/14ساعت 21:50  توسط فاطمه مدرسی  | 

نمونه ای از انسان شناسی کاربردی

بررسی وضعیت فرهنگ ترافیک و عوامل موثر بر آن در گره­های شهری

(نمونه موردی: میدان شوش تهران)

 

افشین خاکی نجف آبادی[1]

حسین سوختانلو[2]

 

چکیده

میدان شوش یکی از میدان­های قدیمی و معروف شهر تهران محسوب می­شود  که در نقطه تلاقی سه منطقه 12، 15 و 16 شهرداری تهران واقع شده است. این میدان را می­توان دروازه شمال شرق منطقه شانزده محسوب نمود. منطقه شانزده محل استقرار مراکز متعدد باربری، مجتمع کارگاهی خودروهای سبک و سنگین، توقف­گاههای اتوبوسهای شرکت واحد، ترمینال مسافربری بعثت و عبور خط راه­آهن تهران- مشهد است به شکلی که 31 درصد از اراضی منطقه به حمل و نقل و انبارداری و 19 درصد به صنایع اختصاص یافته و همین موضوع موجباتی را فراهم نموده که این منطقه با معضلات زیست محیطی مرتبط با حمل و نقل، تردد وسایل نقلیه موتوری همراه با راه بندان­های طولانی نیز روبرو باشد. همجواری آن با راسته تجاری بلور و چینی واقع در خیابان شهید صابونیان و راسته صنعتی و کارگاهی فدائیان اسلام از این میدان، گره ­شهریی با ویژگی­ها و فرهنگ ترافیکی منحصر به فرد ایجاد نموده است. در این پژوهش که به شکل مطالعه موردی و با استفاده از تکنیکهای روش تحقیق کیفی همچون مشاهده، مشاهده مشارکتی و مصاحبه عمیق برای جمع آوری داده استفاده شده، تلاش می­گردد که در اولویت اول وضعیت ترافیکی منطقه و رفتار ترافیکی استفاده کنندگان از این میدان شناخته شود و به توصیفی غنی از وضعیت رفت و آمد و فرهنگ ترافیک این میدان با تاکید بر ضلع جنوبی و راسته­های منتهی به آن بدست آید؛ در اولویت دوم به تبیین نابهنجاری های موجود در فرهنگ ترافیکی میدان دست یابیم و در پایان کار نیز بر اساس نتایج بدست آمده از دو مرحله قبل تلاش می گردد راهکارهایی در جهت بهبود وضعیت عبور و مرور و همچنین رفتار ترافیکی استفاده کنندگان از میدان ارائه گردد.



[1] دانشجوی کارشناسی ارشد رشته پژوهش اجتماعی دانشگاه تهران

[2] دانشجوی کارشناسی ارشد رشته پژوهش اجتماعی دانشگاه تهران


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1390/03/14ساعت 21:31  توسط فاطمه مدرسی  | 

گفتمان‌های شناخت غرب در ایران با تأکید بر گفتمان پست مدرن

گفتمان‌های شناخت غرب در ایران با تأکید بر گفتمان پست مدرن

 
401676_AoMN65u9.jpg

مقدمه
   کتاب «مردم‌نگاری سفر»، اثر نسبتاً حجیم نعمت‌اله فاضلی، که به تازگی منتشر و روانه بازار کتاب شده است با واکنش و اقبال مخاطبان و بویژه اهل قلم روبرو شده است. منقدان متعدد درباره این کتاب از ابعاد مختلف تاکنون بحث و بررسی کرده اند. بخشی از این نقدها در ویژه نامه روزنامه شرق تاریخ پنجشنبه 22 اردیبهشت ماه 1389 منتشر شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1390/03/14ساعت 21:26  توسط فاطمه مدرسی  | 

توضیح در مورد امتحان

سلام

دانشجویان عزیز عناوینی که در تیتر آنها علامت×خورده است (وتا پایان این هفته تکمیل میشود)جزو منابع امتحان است.هم چنین کتاب انسان شناسی فرهنگی فصول۱و۲و۳و۶و۸هم از منابع امتحانی است.

+ نوشته شده در  شنبه 1390/03/14ساعت 19:0  توسط فاطمه مدرسی  | 

انسان شناسی پزشکی×

 

متاسفانه به دلیل کمبود وقت این گروه نتوانستند کنفرانس خود را ارائه نمایند بنابراین power point دوستان در پست اول قابل استفاده می باشد و در ادامه فقط خلاصه ای از مطالب آورده شده است:

رشته انسان شناسی پزشکی پس از جنگ جهانی دوم در جهان پدید آمد و در ایران نیز رشته ای نوظهور محسوب می شود.

بهداشت، سلامت و بیماری بخش های جدانشدنی از زندگی بشر هستند و نحوه درمان بیماری ها هم در اقوام گوناگون به شیوه های مختلفی صورت می گیرند و همه اینها بستگی به فرهنگ جامعه دارد.

انسان شناسی پزشکی به فرهنگ مادی و معنوی جوامع در رابطه با بهداشت و پزشکی می پردازد. برای انسان ها سلامتی از اصلی ترین خواست های جوامع است. در جوامع مدرن بیماری و سلامتی به طور عقلانی توزیع می شوند اما تا پیش از پیدایش علم جدید بدن در امتداد اسطوره ها تعریف می شد.

انسان شناسی پزشکی به تدریج رشد کرد تا نشان دهد علی رغم تلاش علم جدید، هنوز اکثر مردم دنیا سلامتی و بیماری را در چارچوب آیین ها و باورهای خود انجام می دهند.

در کل انسان شناسی پزشکی که وسعت بسیاری پیدا کرده است به دنبال این مسئله است که:

از فرهنگ برای سلامت و پیشگیری و درمان استفاده کند.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/03/12ساعت 14:46  توسط حافظی  | 

گونه شناسی فرهنگی

 

اگر فرهنگ را به معناى کوشش‌هاى انسانى براى برآوردن نيازهاى مختلف خود و غلبه بر طبيعت بدانيم، مى‌توانيم آن را به دو بخش اساسى مادى و غيرمادى طبقه‌بندى نمائيم.

است. انسان‌شناسان از آغاز مطالعات خود اصول فنى و ابزار را به 'فرهنگ مادي' نامگذارفرهنگ مادى شامل ابزارها و اشيائى است که انسان آنها را ساخته، و به ديگران به ارث رسيده ى کرده‌اند، و الگوها و نوع کلى اشياء و ابزارها را جزء اين مقولهٔ فرهنگى به حساب مى‌آورند.

فرهنگ غيرمادى شامل آداب و رسوم و معتقدات است که با خط و زبان آموخته مى‌شوند، اين آداب اعمالى هستند که سببب برقرارى و انتظام روابط اجتماعى مى‌شود.

الگوهاى رفتارى و بيشتر فرهنگ غيرمادي، در همهٔ جوامع يکسان نيستند. اين اختلاف سبب پيچيدگى در مطالعات انسان‌شناسى شده است، زيرا رفتارى که در جامعه‌اى جزء ارزش‌هاى اخلاقى و معنوى محسوب مى‌‌شود، با همان الگوى رفتارى در جامعهٔ ديگر تضاد دارد.

هر يک از دو جزء کلى مادى و غيرمادى شامل عناصر و اجزاء فعالى هستند که کارکرد و نقش مستقلى دارند. مثلاً کار، عنصرى از فرهنگ مادى است که نقش و کارکرد معين و مستقلى دارد.

باوجود آنکه جوامع بشرى از آداب و رسوم و الگوهاى رفتارى متفاوتى برخوردار هستند، ولى وجوه مشابه رفتار مادى و غيرمادى فراوانى بين آنها وجود دارد.

مرداک (Murdock) اساسى‌ترين اين مشابهات را به ترتيب زير بيان داشته است:

۱- ابزارسازى

۲- داد و ستد

۳- زناشوئى

۴- همکارى

۵- مهمان‌نوازى

۶- پاکيزگى

۷- بهداشت

۸- آشپزى

۹- زمان‌سنجى

۱۰- ورزش

۱۱- آرايش

۱۲- معاشقه

۱۳- رقص

۱۴- هنرآفرينى

۱۵- افسانه‌سازى

۱۶- جادوگرى

۱۷- بازى

۱۸- آموزش و پرورش

۱۹- مراسم گوناگون

۲۰- نامگذارى

۲۱- پاداش دادن و کيفر بخشيدن

 

اين اعمال و الگوها ضمن اينکه نزد جوامع مختلف وجود دارند ولى از لحاظ محتوا و نحوه اجراء و کارکرد فرهنگى اجتماعى با يکديگر متفاوت هستند و هر يک هدف و نقش مورد قبول محيط اجتماعى خاص خود را دنبال مى‌کنند، مثلاً در دو جامعهٔ سرخ‌پوست زونى (Zuni)، و کرو (Crow)، آموزش و پرورش وجود دارد، اما يکى افراد خود را در جهت مسالمت و صلح و عدم خشونت پرورش مى‌دهد (زونى‌ها)، و ديگرى جنگيدن و خشونت را لازمهٔ ماندن مى‌داند (کروها)، افراد، براساس هدف‌هائى که در فرهنگ يک جامعه تعين مى‌شود، تحت‌تأثير آموزش‌هاى خاصى قرار مى‌گيرند، تا آنچه که سبب دوام و استمرار فرهنگى مى‌شود، به‌دست آيد. بدين‌سبب انسان‌شناسان تقسيمات و گونه‌هاى ديگرى را براى فرهنگ ارائه داده‌اند.

 

منبع: vista.ir

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/03/12ساعت 0:24  توسط حافظی  | 

جمع بندی

دوستان عزیز باید مطالب ارائه شده ی خود را در یک فایل wordبه آدرس زیر تا روز۵ شنبه ارسال نمایند:

fsmodarresi@gmail.com

هر گروه باید در جلسه ی امتحان یک سی دی شامل :

مقاله ارائه شده  و پاورپوینت ارائه شده کار خود را به استاد تحویل دهند.

موفق باشید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/03/11ساعت 22:54  توسط فاطمه مدرسی  | 

گفت‌وگو با نعمت‌الله فاضلی: راهبردهایی برای گسترش پیوند تفکر اجتماعی و جامعه‌شناسی در ایران

گفتگوهای  همایش منطقه‌ای تفکر اجتماعی و جامعه‌شناسی در خاورمیانه معاصر
دکتر نعمت‌الله فاضلی، عضو هیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی، پژوهشگر وابسته مدرسه مطالعات شرق و آفریقای دانشگاه لندن و مدیر گروه علمی- تخصصی مطالعات فرهنگی جامعه‌شناسی

 ایران است. او تا به حال، حدود بیست عنوان کتاب تألیف و ترجمه کرده که تازه‌ترین آنها، "مردم نگاری سفر: توصیفی انسان شناختی از فرهنگ و جامعه غرب" (ثالث، 1389) است.
وی در گفت‌وگو با ویژه‌نامه همایش تفکر اجتماعی و جامعه‌شناسی در خاورمیانه معاصر، برخلاف بسیاری از همکاران جامعه‌شناس خود، بر جنبه‌های مثبت پیوند میان تفکر اجتماعی و جامعه‌شناسی تأکید دارد. او گسترش این پیوند را در جهان غرب مورد توجه قرار داده و راهبردهایی را نیز برای افزایش این تعامل در ایران ارائه می‌دهد.
متنی که در ادامه می‌خوانید برگرفته از گفت‌وگویی است که با دکتر فاضلی در این رابطه صورت گرفته و سپس توسط ایشان به صورت یادداشتی تنظیم شده است.
 
 
پیش از هر چیز جا دارد که از انجمن جامعه‌شناسی ایران و متولیان آن که بحث پیوندهای بین متفکرین اجتماعی و جامعه‌شناسی را در دستور کار خود قرار دادند، تشکر کنم. همایش منطقه‌ای که خرداد ماه سال جاری برگزار می‌شود، فرصت مناسبی است که ما بتوانیم ابعاد گوناگون پیوندهای بین تفکر اجتماعی و جامعه‌شناسی را مورد توجه و تحقیق و تأمل قرار دهیم. من معتقدم این موضوع ابعاد گسترده‌ای دارد و برای اینکه بتوانم در طول این مصاحبه بحث مفید و موجزی را ارائه کنم، بیشتر به ارائه دیدگاه خود درباره راهبردهای آموزشی و پژوهشی برقراری پیوند بین تفکر اجتماعی و جامعه‌شناسی در حوزه‌های مختلف می‌پردازم. اما پیش از ورود به این بحث، تعریف جامعه‌شناسی و بیان وجه تمایز آن با تفکر اجتماعی ضروری به نظر می‌رسد.
جامعه‌شناسی به عنوان یک علم، در چارچوب تلقی خاصی از مفهوم علم شکل گرفته است. علم در مفهوم جامعه‌شناسی کلاسیک، مبتنی بر دانش تجربی و تحصلی است و در واقع، علمی است که از راه‌های آزمایش و آزمون فرضیات در چارچوب نظریه‌های مشخص شکل می‌گیرد. این نوع دانش را دانش جامعه‌شناسی می‌گویند. اما تفکر اجتماعی، معطوف به تحلیل اجتماعی است. تحلیل اجتماعی می‌تواند در قالب ادبیات، فلسفه و رشته‌ها و نظام‌های دانایی گوناگونی صورت گیرد. ممکن است یک فیلم سینمایی یا یک رمان مولد نوع خاصی از تحلیل اجتماعی درباره مسائل جامعه باشد. این تحلیل لزوماً جامعه‌شناسانه نیست، اما یک تحلیل اجتماعی است. در گذشته هم در چارچوب فلسفه اجتماعی، که یک نگاه تاریخی و تمدنی به زندگی بشر داشت، تحلیل‌های اجتماعی ارائه می‌شد.
تفکر اجتماعی در دنیای امروز بسیار گسترش پیدا کرده و تمام ابزارهای بازنمایی، شامل ابزارهای هنری، ادبی و رسانه‌ها را در خدمت تحلیل‌های خود گرفته است. از این رو، تفکر اجتماعی دیگر محدود به دانشی نیست که به صورت مکتوب در فلسفه و یا در تاریخ تولید می‌شد، بلکه رمان، داستان، داستانک، نمایشنامه، تئا‌تر، فیلم سینمایی و هنرهای تجسمی و به یک معنا همه ابزارهای بازنمایی ادبی و هنری، به نوعی دست اندر کار خلق و تولید و ترویج تحلیل اجتماعی هستند. بر این اساس، پیوند زدن بین تفکر اجتماعی و جامعه‌شناسی به معنی پیوند زدن بین تحقیقات تجربی نظام‌مند و نظریه محور جامعه‌شناسانه با مجموعه تحلیل‌های اجتماعی است که ریشه‌های هنری، ادبی و فلسفی دارند. بخشی از این‌ها متعلق به دوران معاصر و بخشی متعلق به میراث تفکر اجتماعی تاریخی است که در چارچوب دین، ادبیات و فلسفه و غیره برای ما به میراث گذاشته شده است.
پس از این مقدمه، به چند راهبرد برای گسترش پیوند میان تفکر اجتماعی و جامعه‌شناسی در ایران اشاره می‌کنم. اولین راهبرد به نظر من، آشنایی بیشتر با رویکرد میان رشته‌گی و ترویج این رویکرد در نهادهای علمی و دانشگاه‌های ایران است. در سال‌های اخیر مفهوم میان رشته‌گی که به تعامل و گفت‌و‌گوی بین حوزه‌های مختلف معرفت می‌پردازد، در سطح جهان از اهمیت بسیاری برخوردار شده است. رویکرد میان رشته‌گی در واقع در نتیجه بده بستان و داد و ستد‌هایی که در زمینه روش‌ها، مفاهیم و چشم‌انداز رشته‌ها صورت می‌گیرد، ایجاد می‌شود. همین امر باعث شده که در جهان غرب تفکر اجتماعی و جامعه‌شناسی ارتباط گسترده‌تری پیدا کنند. برای مثال، آنتونی گیدنز به نزدیک‌تر شدن فلسفه و جامعه‌شناسی در غرب کمک‌های شایانی کرده است.
بعد از جنگ جهانی دوم، این ایده مطرح شد که تخصصی شدن افراطی موجب عقیم شدن جامعه‌شناسی می‌شود؛ چرا که این دانش وقتی بسیار ریز و تخصصی شود، از درک کلیت پدیده‌های اجتماعی باز می‌ماند. در نتیجه اقبال بیشتری برای شناخت بافت و کلیت و گشتالت پدیده‌های اجتماعی به وجود آمد. به نظر من، در ایران، ما اکنون تجربه جهان غرب پس از جنگ جهانی دوم را پشت سر می‌گذاریم. در دهه‌های اخیر ابتدا ما با تنش بین جامعه‌شناسی و فلسفه روبرو شدیم، سپس متوجه شدیم جامعه‌شناسی به عنوان یک رشته تخصصی محض، قدرت تبیین کلیت جامعه ایران و پدیده‌های اجتماعی را ندارد. در نتیجه، این نیاز به وجود آمد که جامعه‌شناسی را مورد بازبینی قرار داده و میان جامعه‌شناسی و ادبیات و فلسفه پیوندی برقرار کنیم.
دومین راهبرد در این زمینه، به نظر من، عبارت است از تلاش برای گسترش پیوند بین جامعه و جامعه‌شناسی. تفکر اجتماعی در ایران در دوره‌های اخیر عمدتاً از طریق روشنفکری عمومی و حوزه‌های بیرون از علوم اجتماعی تولید شده است. ما کمتر محقق و جامعه‌شناسی در ایران داریم که بتوانیم او را به عنوان یک متفکر اجتماعی یا یک دانشگاهی به معنای رسمی‌اش بشناسیم. یک راه برای برقراری پیوند بین تفکر اجتماعی و جامعه‌شناسی، ایجاد رابطه میان دانشگاه و جامعه است. برای این منظور جریان روشنفکری در جامعه ما می‌بایست ارتباط بیشتری با دانشگاه پیدا کند و در واقع، باید باید بین رشته جامعه‌شناسی و گفتمان روشنفکری در جامعه تعامل و رابطه برقرار شود.در عین حال، راه دیگر برای گسترش پیوند بین جامعه و جامعه‌شناسی، ایجاد رابطه میان جامعه‌شناسی و نیاز‌ها و واقعیات اجتماعی و البته بازار کار است.
راهبرد سوم، ایجاد ارتباط قوی‌تر بین فضای هنری و ادبی در ایران با فضای آکادمیک در حوزه علوم اجتماعی است. بخش زیادی از تفکر اجتماعی در قالب آثار ادبی و هنری در جامعه تولید و ارائه می‌شود. در واقع، مردم با کمک هنر‌ و ادبیات می‌بینند، می‌اندیشند و سخن می‌گویند. تفکر اجتماعی هم محصول این نوع اندیشیدن‌هاست. به تعبیری، ما در ایران، با پیدایش جامعه‌شناسی و علوم اجتماعی مدرن، با این دنیای بزرگ و میراث فرهنگی، هنری و ادبی خودمان فاصله گرفتیم و در نتیجه این تفکر اجتماعی از علوم اجتماعی مدرن ایران دور افتاده است. برای پیوند زدن این دو عرصه یکی از راه‌ها، گسترش روابط خلاق و مولد بین جامعه‌شناسی و علوم اجتماعی و عالمان علوم اجتماعی با هنر‌ و ادبیات و البته ادبا، شاعران، نویسندگان و هنرمندان است.
 راهبرد چهارم، گسترش تعاملات بیشتر و دو سویه بین اندیشه دینی و فلسفی در ایران و تقویت ارتباط میان جامعه‌شناسان و عالمان دین و فلاسفه است. در نتیجه‌ی فرآیند تخصصی شدن، امروزه حوزه‌های دین و فلسفه به عنوان حوزه‌های منفک از علوم اجتماعی شناخته می‌شوند. این در حالی است که در گذشته نه چندان دور، اندیشه اجتماعی در ایران عمدتاً از طریق آثار فلسفی و دینی خلق و ارائه می‌شد. به عقیده من، برای اینکه بتوانیم تفکر اجتماعی و جامعه‌شناسی را در ایران به هم نزدیک‌تر کنیم، باید راه‌هایی را برای ایجاد گفت‌و‌گو و رابطه دوسویه و مولد بین اندیشه دینی و فلسفی با علوم اجتماعی باز کنیم.
و بالاخره،آخرین راهبرد توجه به تحولات جهانی در این زمینه است.‌‌ همان طور که در ابتدای بحث هم اشاره کردم، در سال‌های اخیر در غرب و در دانشگاه‌های علوم اجتماعی، فیلسوفان و نظریه‌پردازان حوزه فلسفه جای بیشتری در اندیشه اجتماعی و جامعه‌شناسی جهان پیدا کرده‌اند. در واقع تلاشی که برای بازخوانی ریشه‌ها و پیامدهای فلسفی علم اجتماعی و نقدهایی که به پاردایم تحصل‌گرایی صورت گرفته است، در ‌‌نهایت باعث شده امروزه در سطح جهانی یک هم سخنی و گفت‌و‌گوی عمیق بین فلسفه و جامعه‌شناسی و علوم اجتماعی به وجود بیاید. ما هر قدر بتوانیم آن فضای اجتماعی را بهتر درک کنیم و با آن تجارب بیشتر آشنا شویم،‌‌ به همان میزان هم در ایران می‌توانیم جامعه‌شناسی را با تفکر اجتماعی گره بزنیم

منبع:http://anthropology.ir

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/03/11ساعت 22:49  توسط فاطمه مدرسی  | 

...

چهارشنبه ها ساعت۱۰:۳۰تا۱۲ کلاس ۲۰۸ ...میعادگاه دانشجویانی بود که با عشق سر کلاس حاضر میشدند...با تمام وجود کار و تلاش میکردند و هنگام درس سراپاگوش بودند...اتفاقی که در کمتر کلاسی رخ میدهد...

در همین کلاس ...همین روز و همین ساعت مردی در کنار ما حضور داشت که تمام وجودش عشق به علم بود و بزرگترین دغدغه اش دانش جو بار آوردن ما بود...

از اولین روز آشنایی ما با استاد فاضلی دیری نمیگذرد...روزها وساعت هایی که ما در کنار این انسان شناس فرهیخته گذراندیم بسیار پر شتاب گذشت...

حضور در این کلاس، ساعت پایانی نمی شناخت...بچه ها با تمام توان کار میکردند ...این کلاس باید به بهترین وجه به حیات خود ادامه می داد...

چیزهای بسیاری آموختیم...اما از حق نگذریم ...در این کلاس گوهری در کنار ما بود که هم پای ما می آمد...برای کمک به ما از هیچ کوششی دریغ نمیکرد...خستگی ناپذیر مینمود...کلاس و دانش جو برایش اهمیت داشتند...همیشه از ما نظر می خواست...دانشجو برای او عروسکی با هاردی جا سازی شده در ذهن و بی فکر نبود  یا بچه ای که اشتباها و از سر بد شانسی در کلاس او نشسته باشد....آغازگر نهضت بزرگی در نقد و شناسایی و کتابخوان کردن افراد بود و در این راه از بی توجهی ها و سختی ها وبی انصافی ها ...نمیهراسید...

تنها درس تئوری برایش بسنده نمیکرد...او دنبال هدف بزرگی بود...

روزی که با گله مندی پیش او رفتم و مشکلات گروه را برایش گفتم گفت:چرا این قدر عصبانی؟اینجا صحنه ی تمرین آماده شدن برای بازی اصلی زندگی است و ما در اینجاست که باید انسان بودن را یاد بگیریم ....اینجاست که خطاهای ما آشکار میشود و این ما هستیم که باید نقاط ضعف خودمان را در همین جا بیابیم و در صدد رفع آنها باشیم...باید با هم کار کردن و در کنار هم بودن را یاد بگیریم و از این لحظه ها لذت ببریم...

امروز آخرین روز حضور ما در کنار او بود...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/03/11ساعت 22:32  توسط فاطمه مدرسی  | 

انسان شناسی اقتصادی×

انسان شناسی اقتصادی توسط لژ نشینان ته کلاس !آقایان بیات ،نصراللهی،صدرپور ارائه شد.

توضیحات استاد در تکمیل این مبحث:

موضوع انسان شناسی اقتصادی بررسی مناسبات تولید،توزیع ومصرف و بررسی الگوها و اشکال گوناگون رفتار اقتصادی در جامعه انسانی با تکیه بر توصیف و تبیین مناسبات اقتصادی بر پایه ی فرهنگ است.

موضوع و قلمرو آن با قلمرو علم اقتصاد تفاوت چندانی ندارد و میتوان گفت تنها تفاوت این دو بر میگردد به رویکرد انسان شناسانه ی انسان شناسی اقتصادی.موضوع علم اقتصاد بررسی مناسبات اقتصادی است از این نظر انسان شناسی اقتصادی هم بر همین منوال است اما رویکرد های آنها تفاوت های بارزی دارد از جمله:

۱.انسان شناسی مناسبات اقتصادی را در جوامع ابتدایی یا پیشامدرن یا سنتی بررسی میکند اما علم اقتصاد در جامعه ی مدرن مسائل اقتصادی را بررسی میکند.

۲.انسان شناسی تلاش میکند تا به بررسی نسبت بین انسان و اقتصاد بپردازد و میخواهد بداند اقتصاد چه نسبتی با مذهب ،سنت و به طور کلی شیوه ی زندگی انسانها دارد.اما مسئله اصلی اقتصاد دانان فهم سازوکار اقتصادی برای اهدافی عمدتا عملگرایانه مثل توسعه ی اقتصادی است

۳.انسان شناسی به منظور فهم مناسبات اقتصادی در چهارچوب فرهنگ به بررسی تطبیقی بین فرهنگ و نظام های اقتصادی پرداخته و از این طریق رابطه های بین فرهنگ و اقتصاد را توضیح میدهد.

مثلا فرهنگ و آداب و رسوم ژاپن و ایران با هم متفاوت است این تفاوت ها هر کدام  چقدر در اقتصاد دخیل اند...

۴.انسان شناسی میخواهد با بررسی مردم نگارانه  یا رویکردی معنا کاوانه و تکیه بر فهم درونی افراد از مناسبات اقتصادی به مسائل اقتصادی پی ببرد اما اقتصاد دانان می خواهندبه سنجش کمی اقتصاد پرداخته ،از این نظر علم اقتصاد جزو علوم کمی دیگر است.

۵.انسان شناسی اقتصادی در تلاش است تا به فهمی از انسان دست یابد:برای انسان شناسی مطالعه ی اقتصاد فی نفسه هدف نیست بلکه شناخت انسان در طول زمان و مکان میباشد ولی هدف نهایی مطالعات اقتصادی اقتصاددانان با توجه به اهداف عملگرایانه شناخت اصول اقتصادی است.

جامعه شناسان مثل انسان شناسان علاقه به شناخت رابطه ی نظام های اجتماعی با کنش های اجتماعی دارند

تمایز انسان شناسی اقتصادی و جامعه شناسی اقتصادی

۱.توجه جامعه شناس به ...............انسان معاصر

  توجه انسان شناس به................انسان پیشامدرن و سنتی

۲.توجه جامعه شناس به...............جامعه ی مدرن

  توجه انسان شناس به...............جامعه ی قبیله ای

۳.هدف نهایی جامعه شناس فهم انسان نیست و اساسا پرسش اصلی معطوف به جامعه است اما انسان شناسی هدف نهایی اش معطوف به انسان است.

۴.از لحاظ روش پژوهش جامعه شناسی اقتصادی :پیمایشی / کمی / تحصل گرایانه

انسان شناسی اقتصادی :اتنوگرافی / کیفی

.....................................................................................

کنش اقتصادی چیست؟خرید کردن،تولید و مصرف کالا بخشی از زندگی انسان است.انسان شناسان از نیمه ی دوم قرن ۱۹ میلادی مطالعه ی کنش اقتصادی را شروع کرده است.

انسان شناسی اولیه نگاه نهادگرایانه به همه چیز داشت و تلاش کردند تک تک کنش های نهادی بشر را در پرتو چشم انداز کل نگر خود توصیف و تبیین کنند.کنش اقتصادی مانند دین و هنر از ابتدای بشر با او همراه بوده است و پاره ای از ساختار اجتناب ناپذیر زندگی آنها بوده.بخش اعظم واقعیت عینی زندگی ما تامین خوراک و ...تولید و ... است که انسان شناسان نمی توانند از آن چشم پوشی کنند.. در این مطالعه اولین پرسش این است:کنش اقتصادی ،تولید چیست؟علومی مثل فلسفه و روان شناسی و تاریخ و ... هم با مسئله ی امرار معاش و نظام مبادله و تولید سروکار دارند.پس هر علم انسانی ناگذیر باید به  پرسش بالا پاسخ دهد.پاسخ انسان شناسی به این سوال اینست:اقتصاد و مناسبات آن مثل کار و تلاش برای توزیع و مصرف است که  ارتباط تنگاتنگ و ناگسستنی با فرهنگ انسان دارد.به نظر آنها کالایی که انسانها تولید میکنند در نظام های اسطوره ای و معنایی قرار میگیرند.

{کنش اقتصادی کنش صرفا مادی و سنجش پذیر نیست و کنش نمادین تفسیر شناسانه و معنایی است.}

ما میتوانیم به ۲ صورت به اقتصاد نگاه کنیم:

۱.کنش اقتصادی را امری خاص و ویژه بدانیم:هر جامعه ای اقتصاد خاص خود را دارد

۲.حوزه ی اقتصاد حوزه ای است که میتوان برای آن قوانین جهان شمول وضع کرد.

در دیدگاه استقلال گرایی گفته میشود که : تجربه ی تاریخی ملت ها کنش اقتصادی را محدود میکند.در دیدگاه دوم به نوعی از فرهنگ جهانی اقتصاد صحبت میشه.

البته دیدگاه سومی نیز هست:ما میتوانیم در بعضی از سطوح از استقلال گرایی و در بعضی سطوح از شمول گرایی استفاده کنیم

دیدگاه استقلال گرایی میگه قوانین تولید و توزیع را باید بر اساس مسائل  آن جامعه مطرح کرد و فهمید.

انسان شناسان معتقدند نمی توان تعریف جهان شمولی از بازار داد زیرا فرهنگ ها و...قوانین خاصی بر هر بازاری پیاده میکنند.

۲سیستم در اقتصاد بشر وجود دارد:

۱.اقتصاد هدیه ای :که در آن پولی ردو بدل نمی شود و داد و ستدی صورت نمی گیرد و مردم در چهارچوب آئین ها نیاز های خود را برطرف میکنند.اقتصاد جوامع و قبایل تا قبل از مدرنیته ،هدیه ای بود.

۲.اقتصاد مبادله ای :...پول باعث شکل گیری مبادلات شد.

نکته:نظام های اقتصادی متاثر از سطح فناوری در هر دوره از جامعه هستند.

نکته۲:ماچگونه روش های تولید و ...را یاد میگیریم؟روش های انتقال فناوری تابعی است از نوع نظام فرهنگی.در جوامع ابتدایی این اتفاق به صورت سینه به سینه (نسل به نسل)بوده و به همین جهت روابط هم گرم تر بوده.اما امروزه این کار کمتر به صورت چهره به چهره رخ میدهد و به کمک موسسات آموزشی مثل دانشگاه و ...صورت میگیرد.

ما اغلب می اندیشیم اقتصاد پاسخ گوی نیاز مادی ماست اما با نگاهی عمیق تر متوجه میشویم اقتصاد با ایجاد تقسیم کار راهی برای سازماندهی اجتماعی است.

از اهداف اصلی مبادلات نشان دادن کنش اقتصادی است.در سیستم های جدید اقتصادی مبادلات به نوعی انجام میشود که ارتباط بین خریدار و فروشنده وجود ندارد. ولی مثلا در سنت ایرانی خرید کردن مسئله ایست که افراد به خاطر آن با دیگران چانه میزنند ،بحث میکنند و... . حتی گاهی بازار محلی برای بعضی مناسبات اجتماعی میشود مثل دوستی ،ازدواج و یا شایعه پراکنی !

پس بعد غیر اقتصادی کنش اقتصادی در جوامعی مثل ایران بسیار پر اهمیت است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/03/11ساعت 21:55  توسط فاطمه مدرسی  | 

انسان شناسی اقتصادی x

 

موضوع علم انسان شناسی اقتصادی بررسی مناسبات تولید، توزیع و مصرف و بررسی الگوها و اشکال رفتار اقتصادی در جامعه انسانی با تکیه بر توصیف و تبیین مناسبات اقتصادی بر پایه فرهنگ است و به عبارت دیگر موضوع، تفاوتی با علم اقتصاد به معنای دقیق کلمه ندارد و تنها تفاوتی که انسان شناسی اقتصادی را از علم اقتصاد متمایز می کند عبارت است از رویکرد انسان شناسانه به مناسبات اقتصادی.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/03/11ساعت 18:34  توسط حافظی  | 

گفتگو با ناصر فکوهی: سنت سفرنامه نویسی در انسان شناسی

 

suitcase_old_brown.jpg 

«مردم نگاری سفر»؛عنوانی که شاید تا پیش از انتشار کتابی به همین عنوان از دکتر نعمت الله فاضلی،برای مخاطب ایرانی غریب و ناآشنا می نمود.امروز اما قضیه متفاوت است:اگر تا پیش از این کتاب هایی از جنس سفرنامه در ایران منتشر می شد،بیشتر توصیف نویسنده ای خارجی از خود و جامعه ایران بود اما آنچه که این کتاب را برجسته می سازد این است که این نخستین بار است که یک ایرانی توصیف و تحلیل خود بر مبنای علوم اجتماعی را از کشوری دیگر به رشته تحریر در آورده و آن را در قالب «زندگی نامه خود نوشت» به مخاطبان ایرانی عرضه می کند.  به عبارت دیگر اگر تا امروز غربی ها درباره ایران سخن می گفتند،این بار یک ایرانی است که درباره غربی ها سخن می گوید و به توصیف و تحلیل فرهنگ و جامعه آنها می پردازد.«توصیفی انسان شناختی از فرهنگ و جامعه امروز غرب»شاید بهترین عنوان برای این کار بزرگ باشد.کاری که تلاش کرده است تا  لایه های معنایی زندگی غربی ها را بررسی کرده و با چون و چراهای مختلف به تحلیل آنها بپردازد.همین ویژگی تحلیلی هم هست که آن را از نمونه  کارهای مشابهی که در این حوزه وجود داشته و دارد و اثری هم از تحلیل در آن نیست، مجزا می کند.همچنین یک تفاوت مهم و تامل برانگیز تر این نوع کار یعنی مردم نگاری مبتنی بر زندگی نامه خود نوشت با زندگی نامه هم این است که در زندگی نامه «خود» نویسنده است که اهمیت محوری و کلیدی دارد در حالی که در مردم نگاری مبتنی بر زندگی نامه خود نوشت، این «فرهنگ»است که اهمیت دارد و نه «فرد» نویسنده.
به بهانه انتشار این کتاب و بیشتر به دلیل باز شدن باب گفتگو در این شاخه جدید از انسان شناسی،با دکتر ناصر فکوهی انسان شناس و عضو هیات علمی دانشگاه تهران گفتگویی ترتیب داده ایم که متن کامل آن را در ادامه می خوانید.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/03/09ساعت 23:16  توسط حافظی  | 

انسان شناسی کاربردی×

 

(توضیحات استاد فاضلی در حین کنفرانس با فونت بزرگتر نمایش داده شده است.) 

معنای انسان شناسی کاربردی:

متاسفانه در دانشگاه های ما فضایی بسته حاکم است به این معنا که دانشجویان انتخاب های محدودی برای موضوعات تحقیق خود دارند و با شروع تحقیق نیز در محدوده مشخصی قرار می گیرند و حتی در نهایت پژوهش پس از اتمام از فضای بسته دانشگاه فراتر نخواهد رفت.

در حالی که اگر نگاهی کاربردی داشته باشیم خواهیم دید که یک سازمان می تواند سفارش یک تحقیق را بدهد، شما به اختیار خود آن را می پذیرید و همواره به دنبال راهکارهای عملی خواهید بود.

مردم شناسی کاربردی شامل فعالیت های حرفه ای انسان شناسانه می شود که هدف آن ایجاد تغییر در رفتار انسانی است و به دنبال بهبود مسائل اجتماعی، اقتصادی و فنی به جای بسط نظریه های فرهنگی اجتماعی است.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/03/09ساعت 22:36  توسط حافظی  | 

انسان شناسی زبان×

 

سخنان استاد فاضلی در حین کنفرانس با فونت بزرگتر مشخص شده است: 

بدون زبان فرهنگ امکان پذیر نیست .

نقطه ی مرکزی سیستم ارتباطی انسان زبان است، پس دانش های زنده جهان برای انجام دادن هر نوع کار در انسان شناسی لازم است.

زبان شناسی

زبان شناسی از قرن 17 در دوران اکتشافات با جمع آوری صداها، کلمات و جمله ها از نقاطی که سیاحان، مبلغان مذهبی و تجاوز گران به آنجا رفتند، شروع شد.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1390/03/06ساعت 21:8  توسط حافظی  | 

ارائه ی گروه انسان شناسی شهر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/03/04ساعت 22:36  توسط فاطمه مدرسی  |